ستاره ائی در آسمان شب شدم !

 

آن دور دست ها

تک ستاره ائی

مدام چشمک میزند

و میخواند مرا به خویش

چشمهایم را می بندم

دستهایم را می گشایم

حس میکنم

ستاره را

به من نزدیک میشود

و مرا می بلعد

تهی میشوم از بودن

یک احساس غریب

که بمن میگوید

من هم ستاره شده ام

در دل آسمان شب !

 

نیما / زمستان ۸۶


 

نوشته شده توسط 1- (نیماهومن) در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 10:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت