بهارانه ترین نگاه ات را هدیه کن به برگی که جوانه میزند !

 

بیهودگی هایم را

پرسه میزنم

در امتداد یک نگاه

در گذر یک زمان

در انتهای بودن و ماندن

در ابتدای رویش گلهای یک گلدان

در تراوت شبنمی که

از چشم تو بر گلبرگی سرخ

فرو می چکد

و تمام هستی ام را

در سکوتی مبهم

فریاد میزند ..!

 

نگاه مات و خسته ات

گوئی کتاب قصه

غصه های من و توست

بی انتها و بی پایان

بدنبال نقطه پایان نگرد

پایان را میشود بی نقطه هم نوشت !!

...........................

نقطه ها بسیارند

ولی هر نقطه ائی پایان نیست

شاید یک نقطه

سرآغاز فصل رویش باشد

شاید یک نقطه

نقطه "ب"بهار باشد

و شکوفائی دونگاهی که

بهم دوخته میشود

زیر درخت "بید" ی که

 شاید روزی "مجنون" بوده !!

 

نیما/ بهار ۸۷

 


 

نوشته شده توسط 1- (نیماهومن) در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 7:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت